نامه هفتاد و نهم
سلام جان مادر
خوبی عزیزم؟؟ جات خوبه؟؟؟ به ابجی یا داداشت زور نگی ها!!! بذار اونم بزرگ شه
18 تیر صبح یه کم لک دیدم که دلواپست شدم عصر رفتم پیش خانم دکتر... قرار بود 22 تیر بریم تهران که با این کار یه کم دلواپس شدم و زودتر رفتم سونو
اولش که میترسیدم وقتی سونو کنه بگه هیچ خبری نیست و هیچی تو دلم نیست اما یه کم بعد یه نقطه سیاه دیدم که تو بودی ولی قلب نداشتی... به قول خانم دکتر 10 روز برای قلب زود اومدی... دستگاه سن شما رو 6 هفته و 4 روز تشخیص داد
یهو دیدم که خانم دکتر دقیق شد تو مانیتور.......... یه کم بعد گفت به نظرم دو تا میاد آره دو تاست که یکیش خیلی کوچیکه و رشدش متوقف شده
از اینکه شنیدم دوتایید خوشحال شدم ولی از اینکه یکیتون فقط رشد کنه ناراحت
البته هرچی خواست خدا باشه و شما فقط سالم باشید حالا چه یه دونه چه دو تا
استراحت بهم داد.............. دو روزه سرکار نرفتم و شنبه هم احتمالا نرم
مامانی معصوم اومده پیشم و داره تو کارا کمکم میکنه یعنی که فقط من نشستم و اون داره کارها رو میکنه
گل مامان ............ بیشتر از این مامان ر و دلواپس نکن
خداکنه این لکه بینی ها تموم بشه و زودتر 10 روز بشه که من صدای قلبت رو بشنوم
دلم خیلی میخوادت


نامه هفتاد و نهم
